زراعت
غلامحسن رنجبر؛ صابر گلکاری؛ محمدحسن رحیمیان؛ فرهاد دهقانی؛ ولی سلطانی گردفرامرزی
دوره 15، شماره 1 ، شهریور 1405، صفحه 1-13
چکیده
مقدمه: تنشهای خشکی و شوری از پیامدهای اصلی پدیده تغییر اقلیم میباشند. گندم به عنوان یکی از محصولات عمده زراعی در مناطق خشک و نیمهخشک، سهم مهمی در امنیت غذایی جامعه دارد. تغییرات اقلیمی و کاهش در میزان آب آبیاری و افزایش شوری منابع آب و خاک باعث شده است که سطح زیر کشت گندم در مناطق خشک و نیمهخشک مانند استان یزد بیش از 42 درصد در دهه ...
بیشتر
مقدمه: تنشهای خشکی و شوری از پیامدهای اصلی پدیده تغییر اقلیم میباشند. گندم به عنوان یکی از محصولات عمده زراعی در مناطق خشک و نیمهخشک، سهم مهمی در امنیت غذایی جامعه دارد. تغییرات اقلیمی و کاهش در میزان آب آبیاری و افزایش شوری منابع آب و خاک باعث شده است که سطح زیر کشت گندم در مناطق خشک و نیمهخشک مانند استان یزد بیش از 42 درصد در دهه گذشته کاهش داشته باشد. یکی از راهکارهای حفظ سطح زیر کشت گندم، استفاده از ارقام زودرس با نیاز آبی کمتر و متحمل به شرایط شور میباشد.روششناسی پژوهش: این آزمایش مزرعهای به منظور ارزیابی عملکرد و اجزای عملکرد چند رقم گندم به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی و در سه تکرار طی دو سال انجام گرفت. فاکتورهای آزمایشی شامل شوری آب آبیاری در دو سطح (2/5 و 10 دسیزیمنس بر متر) در کرتهای اصلی و ارقام گندم دیم آسمان، آفتاب، پایا، قابوس، کبیر، کریم و کوهدشت به همراه رقم برزگر به عنوان شاهد منطقه در کرتهای فرعی بودند. مزرعه به تعداد پنج نوبت در زمانهای کاشت، مرحله پنجهزنی، اواسط ساقهدهی، مرحله ظهور سنبله و مرحله شیری شدن دانه ارقام زودرس آبیاری شد. کل حجم آب مصرفی در طول فصل رشد در سال اول و دوم به ترتیب 5210 و 5549 مترمکعب در هکتار بود.یافتههای پژوهش: نتایج نشان داد که رقم آفتاب با میانگین تولید 489/60 و 532/57 گرم در متر مربع به ترتیب در سال اول و دوم آزمایش، بیشترین میزان عملکرد دانه را تولید نمود. عملکرد دانه رقم برزگر در سال اول و دوم آزمایش به ترتیب به میزان 28/33 و 47/79 درصد کمتر از عملکرد دانه رقم آفتاب بود. ارقام آسمان، آفتاب و پایا بیشترین میزان وزن هزاردانه را داشتند. کمترین وزن هزاردانه نیز در ارقام برزگر و کریم مشاهده شد. شوری آب آبیاری 10 دسیزیمنس بر متر باعث کاهش 36/30 درصدی ارتفاع گندم در مقایسه با شرایط غیرشور (2/5 دسیزیمنس بر متر) شد. عملکرد دانه ارقام آفتاب و برزگر در شرایط شور در مقایسه با شرایط غیرشور به ترتیب به میزان 31/52 و 39/91 درصد کاهش یافت. بر اساس نتایج این مطالعه، این امکان وجود دارد که با توسعه ارقام زودرس گندم با عملکرد بالا در مناطق خشک و نیمهخشک، سطح زیر کشت این گیاه استراتژیک را در شرایط محدودیتهای شوری و خشکی حفظ نمود.
گیاهان زراعی دیم
حاتم معروف؛ عبدالعلی غفاری؛ امیر آینه بند؛ قربان نورمحمدی؛ خشنود علیزاده
دوره 15، شماره 1 ، شهریور 1405، صفحه 14-29
چکیده
مقدمه: جاکشت گندم و عدم رعایت تناوب مناسب دیم در استان آذربایجان غربی منجر به کاهش حاصلخیزی خاک و افزایش هزینههای تولید در این استان میگردد. تداوم الگوی فعلی، همانند اغلب مناطق دیم کشور، میتواند پایداری تولیدات زراعی در شرایط دیم را تهدید نماید. تحقیقات در داخل کشور نشان داده است که اجرای تناوب مناسب کشت، بهویژه استفاده از حبوبات ...
بیشتر
مقدمه: جاکشت گندم و عدم رعایت تناوب مناسب دیم در استان آذربایجان غربی منجر به کاهش حاصلخیزی خاک و افزایش هزینههای تولید در این استان میگردد. تداوم الگوی فعلی، همانند اغلب مناطق دیم کشور، میتواند پایداری تولیدات زراعی در شرایط دیم را تهدید نماید. تحقیقات در داخل کشور نشان داده است که اجرای تناوب مناسب کشت، بهویژه استفاده از حبوبات و لگومهای علوفهای در تناوب زراعی دیمزارهای استان، میتواند بسیاری از کاستیها و مشکلات کشت مداوم غلات را مرتفع و بهتدریج بهبود بخشد. ویژگیهای اقلیمی مناطق دیم شمالغرب کشور شرایطی را فراهم آورده است که زراعت طیف وسیعی از گیاهان زراعی از قبیل حبوبات، گیاهان علوفهای یک ساله و دانههای روغنی را در تناوب زراعی با گندم امکانپذیر ساخته است. تناوبهای رایج در زراعت دیم به دلیل فقدان تنوع لازم در دراز مدت باعث کاهش حاصلخیزی خاک و نقصان کارایی استفاده از منابع میگردند، در حالی که افزایش تنوع زیستی در الگوهای کاشت دیم با وارد کردن حبوباتی مانند نخود و عدس در تناوب با گندم و یا استفاده از لگومهای علوفهای یک ساله و دانههای روغنی متحمل به خشکی به عنوان گیاه پیش کاشت و نیز تغییر تاریخ کاشت از بهاره به انتظاری باعث افزایش بهرهوری آب باران میشود که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است.روششناسی پژوهش: به منظور مطالعه اثر تاریخ کاشت و الگوی تناوبی گیاهان مختلف زراعی بر عملکرد و اجزای عملکرد اکوسیستم گندم و میزان بهرهوری آب حاصل از باران (RWP)؛ آزمایشی سه ساله در قالب اسپیلت پلات در زمان در پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با 9 تیمار در دو زمان کاشت بهاره و انتظاری در ستاد موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور اجرا شد. الگوهای تناوبی عبارت بودند ار: 1)گندم ـ نخود 2)گندم ـ عدس 3)گندم ـ ماشک 4)گندم ـ گلرنگ.یافتههای پژوهش: نتایج تجزیه واریانس مرکب دادهها و مقایسه میانگینها برای هر تیمار نشان داد که زمان کاشت و نوع الگوی تناوبی اثرات متفاوتی بر اکوسیستم زراعی گندم دارد. تحلیل دادهها نشان داد که در تمامی الگوهای مورد بررسی؛ کشت انتظاری بهلحاظ شاخص عملکرد اقتصادی؛ عملکرد بیولوژیک و بهرهوری آب؛ بر کشت های بهاره ارجحیت دارد به طوری که بیشترین و کمترین عملکرد دانه درگندم به ترتیب از تناوب نخود_ گندم در کشت انتظاری و عدس-گندم در کشت بهاره به مقدار 1405/7 و 1108/2 کیلوگرم در هکتار بدست آمد. نتایج اثر زمان کاشت بر بهرهوری آب باران نشان داد که اثر سال در تیمار در زمان کاشت معنیدار بوده و بالاترین میزان بهرهوری اقتصادی و بیولوژیک به ترتیب در سال اول در زراعت انتظاری نخود (ERWP=4.09)، گلرنگ سینا (BRWP=9.54) و ماشک مراغه (BRWP=8.53) بدست آمد.
زراعت
هادی خرسندی؛ یاسر عظیم زاده جواد حصاری؛ رامین لطفی؛ مهدی رحمتی؛ مهدی کوسه لو
دوره 15، شماره 1 ، شهریور 1405، صفحه 30-45
چکیده
مقدمه: فرسایش آبی خاک به عنوان یکی از چالشهای اساسی کشاورزی پایدار و تهدیدی جدی برای ثبات اکوسیستمهای طبیعی محسوب میشود. پوشش گیاهی و مدیریت اراضی نقش مهمی در کنترل فرسایش آبی خاک ایفا میکند. سیستمهای مختلف خاکورزی و کاشت بر میزان فرسایش خاک و عملکرد محصول بهویژه در اراضی شیبدار مؤثر هستند.روششناسی پژوهش: این پژوهش با ...
بیشتر
مقدمه: فرسایش آبی خاک به عنوان یکی از چالشهای اساسی کشاورزی پایدار و تهدیدی جدی برای ثبات اکوسیستمهای طبیعی محسوب میشود. پوشش گیاهی و مدیریت اراضی نقش مهمی در کنترل فرسایش آبی خاک ایفا میکند. سیستمهای مختلف خاکورزی و کاشت بر میزان فرسایش خاک و عملکرد محصول بهویژه در اراضی شیبدار مؤثر هستند.روششناسی پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر روشهای مختلف خاکورزی بر کنترل فرسایش آبی، بهصورت آزمایش بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در شیب ۶ تا ۱۲ درصد طی دو سال زراعی 1401-1400 و ۱۴۰۱-۱۴۰۲ در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دیم مراغه اجرا شد. تیمارها شامل پنج روش خاکورزی شامل ۱-کمخاکورزی در جهت شیب (با پنجهغازی غلتکدار)، ۲-کمخاکورزی عمود بر شیب، ۳-خاکورزی مرسوم در جهت شیب (با گاوآهن برگرداندار و دیسک)، ۴-خاکورزی مرسوم عمود بر شیب و ۵-بدون خاکورزی بودند. از بارانساز با شدت بارش ۴۵ میلیمتر بر ساعت استفاده شد و حجم رواناب، وزن رسوب، جرم مخصوص ظاهری و غلظت فسفر و پتاسیم قابل جذب در رسوبات اندازهگیری شد.یافتههای پژوهش: نتایج نشان داد که خاکورزی مرسوم در جهت شیب به طور میانگین بیشترین رواناب (۲۲۲۲ میلیلیتر) و رسوب (۱۴۸ گرم) را تولید کرد؛ در حالیکه تیمار بدون خاکورزی بهترتیب با ۳۵۰ میلیلیتر رواناب و ۱۱ گرم رسوب، کمترین مقادیر را داشت. روشهای عمود بر شیب رواناب و رسوب را بهطور معنیدار کاهش دادند (بهترتیب ۱۱۴۲-۱۴۹۸ میلیلیتر و ۲۹-۵۳ گرم)، اما کارایی آنها در سال دوم کاهش یافت (بهجز خاکورزی سنتی عمود بر شیب که عملکرد بهتری در سال دوم نشان داد). جرم مخصوص ظاهری رسوبات در تیمار مرسوم در جهتشیب (1/17 گرم بر سانتیمتر مکعب) بیشترین و در بدون خاکورزی (1/01 گرم بر سانتیمتر مکعب) کمترین مقادیر را داشت. همچنین هدررفت پتاسیم قابل جذب در تیمار خاکورزی سنتی در جهت شیب (۱۲۱ میلیگرم بر کیلوگرم) بهطور معنیدار بیشتر از بدون خاکورزی (۴۶ میلیگرم بر کیلوگرم) بود. بهطور کلی، تیمار بدون خاکورزی بهعنوان مؤثرترین روش در کاهش رواناب، رسوب و هدررفت عناصر غذایی شناسایی شد و کاربرد روشهای خاکورزی عمود بر شیب نیز میتواند بهعنوان راهکاری میانی در مدیریت فرسایش اراضی دیم مورد توجه قرار گیرد.
زراعت
خشنود علیزاده؛ رامین لطفی؛ عزیز مجیدی؛ اسماعیل علیزاده؛ نوید کارگر؛ امیر نورجو؛ عبدالله حسن زاده قورت تپه؛ باقر حسین پور
دوره 15، شماره 1 ، شهریور 1405، صفحه 46-60
چکیده
مقدمه: استان آذربایجان غربی با سطح زیر کشت دیم بالغ بر 475 هزار هکتار، یکی از مهمترین استانهای دیمخیز کشور است. رواج کشت مداوم گندم، تنوع بسیار پایین محصولات زراعی دیم و نبود الگوی کشت مناسب، از مهمترین چالشهای دیمزارهای این استان است. تداوم الگوی فعلی، میتواند پایداری تولید را با چالش جدی مواجه کند و این مسئله یکی از مهمترین ...
بیشتر
مقدمه: استان آذربایجان غربی با سطح زیر کشت دیم بالغ بر 475 هزار هکتار، یکی از مهمترین استانهای دیمخیز کشور است. رواج کشت مداوم گندم، تنوع بسیار پایین محصولات زراعی دیم و نبود الگوی کشت مناسب، از مهمترین چالشهای دیمزارهای این استان است. تداوم الگوی فعلی، میتواند پایداری تولید را با چالش جدی مواجه کند و این مسئله یکی از مهمترین دلایل شکلگیری طرحهای بزرگی مانند جهش تولید در دیمزارها و نیز برنامه تولید بهینه ملی (الگوی کشت) محصولات زراعی کشور بوده است. اجرای الگوی بهینه کشت، بهویژه استفاده از حبوبات و لگومهای علوفهای در تناوب زراعی، میتواند از طریق بهبود ساختار فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک، کاهش جمعیت آفات و بیماریها و همچنین افزایش کارایی مصرف آب، پایداری تولید در سامانههای زراعت دیم را بهطور معنیداری ارتقا دهد. در اراضی دیم استان آذربایجان غربی با زمستانهای طولانی و دوره رشد نسبتاٌ کوتاه، هدف اصلی در طراحی تناوب زراعی، مدیریت ریسک کمآبی، سرما و در عین حال حفظ یا بهبود حاصلخیزی خاک است. در چنین شرایطی معمولاً از الگوهای کشت سادهتر، مقاومتر و کمریسکتر استفاده میشود. با تحلیل مشکلات مذکور و ارائه راهکارهای عملیاتی در این مقاله تلاش شده است با بررسی چالشهای موجود، به ظرفیتهایی زراعت دیم منطقه و اقدامات و راهکارهای مؤثر برای اصلاح الگوی کشت در دیمزارهای استان آذربایجان غربی پرداخته شود.روششناسی پژوهش: در این مقاله، الگوی بهینه کشت با توجه به شرایط اقلیمی و خاک، پیامدهای تغییر اقلیم بر الگوی بارش و دما و نیز شرایط اقتصادی-اجتماعی بهرهبرداران مورد بررسی قرار گرفته است. بر این اساس با اتکا بر پژوهشهای انجام شده و برنامههای موجود، الگوی کشت عملیاتی (نوع محصولات قابل کشت، پراکنش مکانی آنها و الزامات مدیریتی و نهادههای مورد نیاز) تبیین شد. الگوهای تناوبی غلات دیم (گندم/جو) با حبوبات (نخود/عدس)، غلات با لگومهای علوفهای (ماشک، خلر و نخود علوفهای) و غلات با دانههای روغنی (گلرنگ، بالنگوی شهری وکاملینا) بهعنوان نمونههایی از الگوهای ساده و کمریسک در شرایط دیم استان آذربایجان غربی معرفی شدند.یافتههای پژوهش: کاهش تدریجی سطح زیرکشت گندم دیم همراه با افزایش تدریجی سطوح کشت محصولات تناوبی (جایگزین غلات) شامل نخود، عدس، گلرنگ و گیاهان علوفهای یکساله در مقایسه برنامههای ابلاغی طی سه سال اخیر (1405-1402) بهخوبی دیده میشود. بر همین اساس، به نقل از برنامه الگوی کشت ملی در سال زراعی 1405-1404، افزایش قابل توجه در سطح کشت دانههای روغنی گلرنگ و کاملینا در دیمزارهای استان آذربایجان غربی پیشبینی شده است. این موضوع همسو با اهداف طرح پایداری تولید در دیمزارها (تداوم طرح جهش تولید در دیمزارها) بوده و در برنامه ابلاغی استان نیز منعکس شده است. تحقق تغییرات پایدار در الگوی کشت و استقبال کشاورزان از الگوهای پیشنهادی، تا حد زیادی به نتایج ملموس در سطح عرصههای تولید و رعایت اصول فنی زراعت دیم وابسته است. بر مبنای نتایج تحقیقات انجامشده در شرایط دیم، مهمترین اولویتهای فنی برای موفقیت اجرای الگوی کشت عبارتاند از: استفاده از کشت مستقیم (بدون خاکورزی) بهعنوان گزینه اول و کمخاکورزی بهعنوان گزینه دوم در آمادهسازی اراضی دیم؛ استفاده از ارقام جدید و اصلاحشده متناسب با شرایط اقلیمی استان؛ رعایت میزان بذر مصرفی و آرایش مناسب کاشت؛ مدیریت تاریخ کاشت با تأکید بر کشت پاییزه بهجای کشت بهاره و انجام کشت پیش از وقوع بارندگیهای مؤثر اوایل پاییز؛ مدیریت تلفیقی علفهای هرز؛ تأمین متعادل عناصر غذایی؛ و انتخاب تناوب زراعی متناسب با ریسک و اقتصاد تولید. در مجموع، چنین نتیجهگیری میشود که کاهش شدت خاکورزی، رعایت تناوب زراعی و حفظ بقایای گیاهی بهعنوان سه اصل مهم در کشاورزی حفاظتی، همراه با استفاده از ارقام اصلاح شده جدید با بستههای فنی توصیهشده میتواند گامی مؤثر در موفقیت اجرای برنامه الگوی کشت بهینه در دیمزارهای استان آذربایجان غربی باشد.
زراعت
رامین لطفی؛ علی رسائی؛ خشنود علیزاده؛ ولی فیضی اصل؛ غلامرضا قهرمانیان
دوره 15، شماره 1 ، شهریور 1405، صفحه 61-76
چکیده
مقدمه: در اراضی دیم محدودیت رطوبت خاک، توزیع نامناسب بارندگی و نوسانات دمایی از مهمترین عوامل محدودکننده تولید پایدار محصولات زراعی بهشمار میروند. در چنین شرایطی، بهکارگیری سامانههای خاکورزی حفاظتی (کمخاکورزی و بدون خاکورزی)، بهعنوان راهبردی مؤثر برای پایداری تولید است. ماشک علوفهای بهعنوان یکی از گیاهان لگوم ...
بیشتر
مقدمه: در اراضی دیم محدودیت رطوبت خاک، توزیع نامناسب بارندگی و نوسانات دمایی از مهمترین عوامل محدودکننده تولید پایدار محصولات زراعی بهشمار میروند. در چنین شرایطی، بهکارگیری سامانههای خاکورزی حفاظتی (کمخاکورزی و بدون خاکورزی)، بهعنوان راهبردی مؤثر برای پایداری تولید است. ماشک علوفهای بهعنوان یکی از گیاهان لگوم مهم در تناوب با گندم، افزون بر تأمین علوفه، در ارتقای حاصلخیزی خاک و بهبود پایداری نظامهای زراعی نقش مؤثری دارد. با این حال، پاسخ این گیاه به نهادههای غذایی، بهویژه نیتروژن و فسفر، میتواند تحتتأثیر نوع سامانه خاکورزی و شرایط اقلیمی سال زراعی قرار گیرد. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر سامانههای خاکورزی حفاظتی و سطوح مختلف کودهای نیتروژن و فسفر بر عملکرد و اجزاء عملکرد ماشک علوفهای دیم در تناوب با گندم انجام شد.روششناسی پژوهش: این پژوهش در قالب آزمایش اسپلیتپلات بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار، طی چهار سال زراعی (1403-1399) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دیم مراغه اجرا شد. عامل اصلی شامل دو سامانه خاکورزی (کمخاکورزی و بدون خاکورزی) و عامل فرعی شامل چهار سطح نیتروژن یا فسفر، معادل صفر، ۲۲، ۴۳ و ۶۵ کیلوگرم در هکتار از منابع اوره و سوپرفسفات تریپل بود. صفات عملکرد علوفه و دانه ارزیابی شد. دادهها با استفاده از تجزیه واریانس مرکب و مقایسه میانگینها تجزیه و تحلیل شدند و بهمنظور تعیین سطوح بهینه مصرف کود، از مدلهای رگرسیونی درجه دوم استفاده شد.یافتههای پژوهش: سال زراعی، خاکورزی و سطح مصرف کود، اثر معنیداری بر صفات مورد بررسی داشتند. بیشترین عملکرد دانه در سال زراعی ۱۴۰3-۱۴۰2 حاصل شد. همچنین، سامانه بدون خاکورزی در مقایسه با کمخاکورزی موجب افزایش معنیدار عملکرد دانه و وزن صد دانه شد. کاربرد ۲۲ کیلوگرم در هکتار از هر دو کود اوره و سوپرفسفات تریپل نسبت به شاهد، سبب بهبود معنیدار اغلب صفات شد و در بیشتر موارد، بیشترین پاسخ در سطح ۴۳ کیلوگرم در هکتار مشاهده گردید، در حالی که افزایش مصرف تا ۶۵ کیلوگرم در هکتار برتری معنیداری ایجاد نکرد. برآورد مقادیر بهینه مصرف کود نشان داد که میزان مطلوب اوره برای صفات مختلف بین ۴۳ تا ۵۹ کیلوگرم در هکتار و میزان مطلوب سوپرفسفات تریپل بین ۳۹ تا ۵۸ کیلوگرم در هکتار قرار داشت. برای حصول 90 درصد بیشینه عملکرد علوفه خشک ماشک رقم گل سفید در اقلیم سردسیر دیم، کاربرد حداکثر 12 کیلوگرم سوپرفسفات تریپل و 18 و 32 کیلوگرم اوره در هکتار به ترتیب برای نظام کم خاکورزی و بدون خاکورزی در تناوب با گندم توصیه میشود.
خاکشناسی
یاسر عظیم زاده
دوره 15، شماره 1 ، شهریور 1405، صفحه 77-101
چکیده
مقدمه: کودهای زیستی بهعنوان یکی از ارکان کشاورزی پایدار، با هدف کاهش وابستگی به نهادههای شیمیایی و افزایش بهرهوری اکوسیستمهای زراعی مورد توجه میباشند. با این حال، یکی از چالشهای مهم کاربرد این کودها، عملکرد ضعیف یا ناموفق آنها در شرایط واقعی مزرعه در مقایسه با محیطهای کنترلشده آزمایشگاهی است. این ناهماهنگی که در ادبیات ...
بیشتر
مقدمه: کودهای زیستی بهعنوان یکی از ارکان کشاورزی پایدار، با هدف کاهش وابستگی به نهادههای شیمیایی و افزایش بهرهوری اکوسیستمهای زراعی مورد توجه میباشند. با این حال، یکی از چالشهای مهم کاربرد این کودها، عملکرد ضعیف یا ناموفق آنها در شرایط واقعی مزرعه در مقایسه با محیطهای کنترلشده آزمایشگاهی است. این ناهماهنگی که در ادبیات علمی با عنوان شکاف آزمایشگاه تا مزرعه شناخته میشود، با پیچیدگیهای ذاتی نظامهای کشاورزی مرتبط است؛ بهگونهای که با انتقال میکروبهای مفید از شرایط ایزوله و بهینه به درون سامانه پویای خاک-گیاه-اقلیم-مدیریت، کارایی آنها کاهش مییابد. این مسئله در مناطق خشک و نیمهخشک که حبوبات دیم نقش کلیدی در امنیت غذایی و معیشت کشاورزان دارند، بهدلیل وقوع تنشهای همزمان محیطی، از حساسیت بیشتری برخوردار است. بنابراین، شناخت عمیق عوامل ایجادکننده این شکاف و ارائه چارچوبی تحلیلی برای شناسایی نقاط بحرانی، گامی اساسی در جهت افزایش قابلیت پیشبینیپذیری و موفقیت کودهای زیستی در چنین بومنظامهای شکننده است.روششناسی پژوهش: این مقاله با رویکرد مروری تحلیلی-تشخیصی و با بهرهگیری از روش فراتحلیل کیفی مطالعات پیشین انجام شده است. بدین منظور، ابتدا کلیه مقالات نمایهشده در بازه زمانی ۲۰۱5 تا ۲۰۲۵ در پایگاههای معتبر علمی نظیر SID، Web of Science، Scopus و ScienceDirect با کلیدواژههای مرتبط با عملکرد کودهای زیستی در حبوبات دیم و تنشهای زیستی و غیرزیستی استخراج گردید. سپس با اعمال معیارهای ورود و خروج، 96 مطالعه انتخاب و از نظر سه مؤلفه اصلی ویژگیهای سویههای میکروبی، شرایط محیطی و مدیریتی مزرعه و روشهای فرمولاسیون و کاربرد مورد کاوش قرار گرفتند. در گام بعد، تمامی متغیرهای مؤثر در کاهش کارایی کود زیستی، در قالب سه دسته فیلتر محیطی، زیستی و فنی-مدیریتی دستهبندی شدند. برای هر یک از این فیلترها، بر اساس مرور نظاممند شواهد تجربی، مکانیسمهای شکست شناسایی و اولویتبندی گردید. نهایتاً، الگوی تحلیلی-تشخیصی پیشنهادی (فیلترهای شکست) با هدف ارائه یک نقشه راه عملیاتی برای طراحی هدفمند سویهها، فرمولاسیونها و راهکارهای مدیریتی، تدوین و ساختاردهی گردید.یافتههای پژوهش: سازوکارهای سودمند کودهای زیستی (مانند تثبیت زیستی نیتروژن، حلالیت عناصر غذایی، تنظیم هورمونی و القای مقاومت سیستمیک) برای اثرگذاری در مزرعه باید به ترتیب از سه فیلتر محیطی (تنشهای خشکی، دما و شیمی خاک)، زیستی (رقابت با میکروبیوم بومی و شکارگری) و فنی-مدیریتی (مشکلات فرمولاسیون، روش کاربرد و ناسازگاری با نهادهها) عبور کنند که بهصورت همافزا کارایی را کاهش میدهند. مهمترین راهکار مستخرج از این تحلیل، گذار از رویکرد سویهمحور آزمایشگاهی به طراحی سامانهمحور مزرعهای است؛ بهاین معنا که انتخاب سویه، فرمولاسیون و روش کاربرد نباید بهصورت مجزا، بلکه همزمان و بر اساس ویژگیهای خاص هر مزرعه (خاک، اقلیم و مدیریت زراعی) صورت پذیرد. در این چارچوب، اولویت نخست، غربالگری سویهها نه صرفاً بر اساس توانایی عملکردی در آزمایشگاه، بلکه بر اساس بقاپذیری و رقابتپذیری در شرایط واقعی مزرعه است. در گام بعد، فرمولاسیونهای پیشرفته و راهکارهای مدیریت زراعی باید برای حفاظت از میکروبها در برابر فیلترهای شناساییشده، بهطور هدفمند طراحی شوند. در نهایت، نقشه راه تحقیقاتی شامل بهکارگیری فناوریهای اومیکس برای شناسایی هوشمندانه سویههای مقاوم، توسعه ارزیابیهای چندمرحلهای مزرعهای و استفاده از کشاورزی دیجیتال برای کاربرد دقیقتر کود زیستی ترسیم میشود.
زراعت
خدیجه آقائیفرد؛ یاور درگاهی؛ احمد توبه؛ اصغر مهربان؛ کمال شهبازی هومونلو؛ کرامت اخوان
دوره 15، شماره 1 ، شهریور 1405، صفحه 102-131
چکیده
مقدمه: تنش خشکی از مهمترین تنشهای غیرزیستی است که رشد و عملکرد گندم را بهویژه در مناطق دیم و نیمهخشک محدود میکند. آبیاری تکمیلی در مراحل حساس رشد و کاربرد ترکیبات آلی مانند نانوکود ارگانیک و اسید فولویک از راهکارهای مؤثر برای بهبود تحمل به تنش کمآبی و افزایش کمیت و کیفیت محصول است. این پژوهش با هدف بررسی اثر نانوکود ارگانیک ...
بیشتر
مقدمه: تنش خشکی از مهمترین تنشهای غیرزیستی است که رشد و عملکرد گندم را بهویژه در مناطق دیم و نیمهخشک محدود میکند. آبیاری تکمیلی در مراحل حساس رشد و کاربرد ترکیبات آلی مانند نانوکود ارگانیک و اسید فولویک از راهکارهای مؤثر برای بهبود تحمل به تنش کمآبی و افزایش کمیت و کیفیت محصول است. این پژوهش با هدف بررسی اثر نانوکود ارگانیک و اسید فولویک بر عملکرد و شاخصهای کیفی گندم در شرایط مختلف آبیاری انجام شد.روششناسی پژوهش: آزمایش بهصورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار، در سال زراعی 1402-1403 در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اردبیل (مغان) اجرا گردید. عامل اصلی شامل سه سطح آبیاری (بدون آبیاری یا دیم، آبیاری تکمیلی در مرحله خوشهدهی و آبیاری کامل) و عوامل فرعی شامل دو رقم گندم (دیم «آفتاب» و آبی «تکتاز»)، پیشتیمار بذر با نانوکود ارگانیک (صفر و یک در هزار) و محلولپاشی اسید فولویک (با غلظتهای صفر، ۵ و ۱۰ گرم در لیتر) بودند. صفات اندازهگیریشده شامل غلظت عناصر ریزمغذی (آهن، روی، منگنز، بر و مس)، درصد فسفر و پتاسیم دانه، عملکرد فسفر دانه، میزان اسید فیتیک، نسبت مولی اسید فیتیک به آهن و روی، درصد پروتئین دانه و عملکرد دانه بودند.یافتههای پژوهش: نتایج نشان داد که بیشترین غلظت آهن (95/495)، روی (40/241)، منگنز (61/335)، بر (9/246) و مس (39/349) میلیگرم بر کیلوگرم در تیمار آبیاری کامل × رقم تکتاز و کمترین مقادیر در شرایط دیم × رقم تکتاز بهدست آمد. پیشتیمار بذر با نانوکود ارگانیک بهطور معنیداری درصد فسفر و پتاسیم دانه را بهترتیب 3/73 و 2/47 درصد افزایش داد و محلولپاشی اسید فولویک (۱۰ گرم در لیتر) نیز درصد فسفر دانه را 7/34 درصد نسبت به شاهد افزایش داد. در هر سه سطح آبیاری، کاربرد توأم نانوکود ارگانیک و اسید فولویک باعث کاهش معنیدار اسید فیتیک دانه و نسبت مولی آن به آهن و روی گردید. درصد پروتئین دانه در اثر پیشتیمار با نانوکود ارگانیک 7/8 درصد و در اثر محلولپاشی اسید فولویک با غلظتهای ۵ و ۱۰ گرم در لیتر بهترتیب 8/46 و 13/39 درصد نسبت به شاهد افزایش یافت. بیشترین عملکرد دانه (۶۰۸۲ کیلوگرم در هکتار) در تیمار آبیاری کامل × پیشتیمار بذر با نانوکود ارگانیک × محلولپاشی ۱۰ گرم در لیتر اسید فولویک × رقم تکتاز حاصل شد، در حالیکه کمترین عملکرد (۱۲۱۸ کیلوگرم در هکتار) مربوط به تیمار دیم × بدون نانوکود و اسید فولویک × رقم تکتاز بود. بهطور کلی، کاربرد نانوکود ارگانیک و محلولپاشی اسید فولویک با غلظت ۱۰ گرم در لیتر، بهویژه با آبیاری تکمیلی، ضمن افزایش عملکرد دانه، پروتئین و غنیسازی ریزمغذیها، باعث کاهش ترکیب ضدتغذیهای اسید فیتیک گردید و میتواند بهعنوان راهکاری مؤثر در راستای کشاورزی پایدار و بهبود کیفیت گندم در مناطق دیم و نیمهخشک توصیه شود.