زراعت
غلامحسن رنجبر؛ صابر گلکاری؛ محمدحسن رحیمیان؛ فرهاد دهقانی؛ ولی سلطانی گردفرامرزی
دوره 15، شماره 1 ، شهریور 1405، صفحه 1-13
چکیده
مقدمه: تنشهای خشکی و شوری از پیامدهای اصلی پدیده تغییر اقلیم میباشند. گندم به عنوان یکی از محصولات عمده زراعی در مناطق خشک و نیمهخشک، سهم مهمی در امنیت غذایی جامعه دارد. تغییرات اقلیمی و کاهش در میزان آب آبیاری و افزایش شوری منابع آب و خاک باعث شده است که سطح زیر کشت گندم در مناطق خشک و نیمهخشک مانند استان یزد بیش از 42 درصد در دهه ...
بیشتر
مقدمه: تنشهای خشکی و شوری از پیامدهای اصلی پدیده تغییر اقلیم میباشند. گندم به عنوان یکی از محصولات عمده زراعی در مناطق خشک و نیمهخشک، سهم مهمی در امنیت غذایی جامعه دارد. تغییرات اقلیمی و کاهش در میزان آب آبیاری و افزایش شوری منابع آب و خاک باعث شده است که سطح زیر کشت گندم در مناطق خشک و نیمهخشک مانند استان یزد بیش از 42 درصد در دهه گذشته کاهش داشته باشد. یکی از راهکارهای حفظ سطح زیر کشت گندم، استفاده از ارقام زودرس با نیاز آبی کمتر و متحمل به شرایط شور میباشد.روششناسی پژوهش: این آزمایش مزرعهای به منظور ارزیابی عملکرد و اجزای عملکرد چند رقم گندم به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی و در سه تکرار طی دو سال انجام گرفت. فاکتورهای آزمایشی شامل شوری آب آبیاری در دو سطح (2/5 و 10 دسیزیمنس بر متر) در کرتهای اصلی و ارقام گندم دیم آسمان، آفتاب، پایا، قابوس، کبیر، کریم و کوهدشت به همراه رقم برزگر به عنوان شاهد منطقه در کرتهای فرعی بودند. مزرعه به تعداد پنج نوبت در زمانهای کاشت، مرحله پنجهزنی، اواسط ساقهدهی، مرحله ظهور سنبله و مرحله شیری شدن دانه ارقام زودرس آبیاری شد. کل حجم آب مصرفی در طول فصل رشد در سال اول و دوم به ترتیب 5210 و 5549 مترمکعب در هکتار بود.یافتههای پژوهش: نتایج نشان داد که رقم آفتاب با میانگین تولید 489/60 و 532/57 گرم در متر مربع به ترتیب در سال اول و دوم آزمایش، بیشترین میزان عملکرد دانه را تولید نمود. عملکرد دانه رقم برزگر در سال اول و دوم آزمایش به ترتیب به میزان 28/33 و 47/79 درصد کمتر از عملکرد دانه رقم آفتاب بود. ارقام آسمان، آفتاب و پایا بیشترین میزان وزن هزاردانه را داشتند. کمترین وزن هزاردانه نیز در ارقام برزگر و کریم مشاهده شد. شوری آب آبیاری 10 دسیزیمنس بر متر باعث کاهش 36/30 درصدی ارتفاع گندم در مقایسه با شرایط غیرشور (2/5 دسیزیمنس بر متر) شد. عملکرد دانه ارقام آفتاب و برزگر در شرایط شور در مقایسه با شرایط غیرشور به ترتیب به میزان 31/52 و 39/91 درصد کاهش یافت. بر اساس نتایج این مطالعه، این امکان وجود دارد که با توسعه ارقام زودرس گندم با عملکرد بالا در مناطق خشک و نیمهخشک، سطح زیر کشت این گیاه استراتژیک را در شرایط محدودیتهای شوری و خشکی حفظ نمود.
گیاهان زراعی دیم
حاتم معروف؛ عبدالعلی غفاری؛ امیر آینه بند؛ قربان نورمحمدی؛ خشنود علیزاده
دوره 15، شماره 1 ، شهریور 1405، صفحه 14-29
چکیده
مقدمه: جاکشت گندم و عدم رعایت تناوب مناسب دیم در استان آذربایجان غربی منجر به کاهش حاصلخیزی خاک و افزایش هزینههای تولید در این استان میگردد. تداوم الگوی فعلی، همانند اغلب مناطق دیم کشور، میتواند پایداری تولیدات زراعی در شرایط دیم را تهدید نماید. تحقیقات در داخل کشور نشان داده است که اجرای تناوب مناسب کشت، بهویژه استفاده از حبوبات ...
بیشتر
مقدمه: جاکشت گندم و عدم رعایت تناوب مناسب دیم در استان آذربایجان غربی منجر به کاهش حاصلخیزی خاک و افزایش هزینههای تولید در این استان میگردد. تداوم الگوی فعلی، همانند اغلب مناطق دیم کشور، میتواند پایداری تولیدات زراعی در شرایط دیم را تهدید نماید. تحقیقات در داخل کشور نشان داده است که اجرای تناوب مناسب کشت، بهویژه استفاده از حبوبات و لگومهای علوفهای در تناوب زراعی دیمزارهای استان، میتواند بسیاری از کاستیها و مشکلات کشت مداوم غلات را مرتفع و بهتدریج بهبود بخشد. ویژگیهای اقلیمی مناطق دیم شمالغرب کشور شرایطی را فراهم آورده است که زراعت طیف وسیعی از گیاهان زراعی از قبیل حبوبات، گیاهان علوفهای یک ساله و دانههای روغنی را در تناوب زراعی با گندم امکانپذیر ساخته است. تناوبهای رایج در زراعت دیم به دلیل فقدان تنوع لازم در دراز مدت باعث کاهش حاصلخیزی خاک و نقصان کارایی استفاده از منابع میگردند، در حالی که افزایش تنوع زیستی در الگوهای کاشت دیم با وارد کردن حبوباتی مانند نخود و عدس در تناوب با گندم و یا استفاده از لگومهای علوفهای یک ساله و دانههای روغنی متحمل به خشکی به عنوان گیاه پیش کاشت و نیز تغییر تاریخ کاشت از بهاره به انتظاری باعث افزایش بهرهوری آب باران میشود که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است.روششناسی پژوهش: به منظور مطالعه اثر تاریخ کاشت و الگوی تناوبی گیاهان مختلف زراعی بر عملکرد و اجزای عملکرد اکوسیستم گندم و میزان بهرهوری آب حاصل از باران (RWP)؛ آزمایشی سه ساله در قالب اسپیلت پلات در زمان در پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با 9 تیمار در دو زمان کاشت بهاره و انتظاری در ستاد موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور اجرا شد. الگوهای تناوبی عبارت بودند ار: 1)گندم ـ نخود 2)گندم ـ عدس 3)گندم ـ ماشک 4)گندم ـ گلرنگ.یافتههای پژوهش: نتایج تجزیه واریانس مرکب دادهها و مقایسه میانگینها برای هر تیمار نشان داد که زمان کاشت و نوع الگوی تناوبی اثرات متفاوتی بر اکوسیستم زراعی گندم دارد. تحلیل دادهها نشان داد که در تمامی الگوهای مورد بررسی؛ کشت انتظاری بهلحاظ شاخص عملکرد اقتصادی؛ عملکرد بیولوژیک و بهرهوری آب؛ بر کشت های بهاره ارجحیت دارد به طوری که بیشترین و کمترین عملکرد دانه درگندم به ترتیب از تناوب نخود_ گندم در کشت انتظاری و عدس-گندم در کشت بهاره به مقدار 1405/7 و 1108/2 کیلوگرم در هکتار بدست آمد. نتایج اثر زمان کاشت بر بهرهوری آب باران نشان داد که اثر سال در تیمار در زمان کاشت معنیدار بوده و بالاترین میزان بهرهوری اقتصادی و بیولوژیک به ترتیب در سال اول در زراعت انتظاری نخود (ERWP=4.09)، گلرنگ سینا (BRWP=9.54) و ماشک مراغه (BRWP=8.53) بدست آمد.
زراعت
هادی خرسندی؛ یاسر عظیم زاده جواد حصاری؛ رامین لطفی؛ مهدی رحمتی؛ مهدی کوسه لو
دوره 15، شماره 1 ، شهریور 1405، صفحه 30-45
چکیده
مقدمه: فرسایش آبی خاک به عنوان یکی از چالشهای اساسی کشاورزی پایدار و تهدیدی جدی برای ثبات اکوسیستمهای طبیعی محسوب میشود. پوشش گیاهی و مدیریت اراضی نقش مهمی در کنترل فرسایش آبی خاک ایفا میکند. سیستمهای مختلف خاکورزی و کاشت بر میزان فرسایش خاک و عملکرد محصول بهویژه در اراضی شیبدار مؤثر هستند.روششناسی پژوهش: این پژوهش با ...
بیشتر
مقدمه: فرسایش آبی خاک به عنوان یکی از چالشهای اساسی کشاورزی پایدار و تهدیدی جدی برای ثبات اکوسیستمهای طبیعی محسوب میشود. پوشش گیاهی و مدیریت اراضی نقش مهمی در کنترل فرسایش آبی خاک ایفا میکند. سیستمهای مختلف خاکورزی و کاشت بر میزان فرسایش خاک و عملکرد محصول بهویژه در اراضی شیبدار مؤثر هستند.روششناسی پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر روشهای مختلف خاکورزی بر کنترل فرسایش آبی، بهصورت آزمایش بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در شیب ۶ تا ۱۲ درصد طی دو سال زراعی 1401-1400 و ۱۴۰۱-۱۴۰۲ در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دیم مراغه اجرا شد. تیمارها شامل پنج روش خاکورزی شامل ۱-کمخاکورزی در جهت شیب (با پنجهغازی غلتکدار)، ۲-کمخاکورزی عمود بر شیب، ۳-خاکورزی مرسوم در جهت شیب (با گاوآهن برگرداندار و دیسک)، ۴-خاکورزی مرسوم عمود بر شیب و ۵-بدون خاکورزی بودند. از بارانساز با شدت بارش ۴۵ میلیمتر بر ساعت استفاده شد و حجم رواناب، وزن رسوب، جرم مخصوص ظاهری و غلظت فسفر و پتاسیم قابل جذب در رسوبات اندازهگیری شد.یافتههای پژوهش: نتایج نشان داد که خاکورزی مرسوم در جهت شیب به طور میانگین بیشترین رواناب (۲۲۲۲ میلیلیتر) و رسوب (۱۴۸ گرم) را تولید کرد؛ در حالیکه تیمار بدون خاکورزی بهترتیب با ۳۵۰ میلیلیتر رواناب و ۱۱ گرم رسوب، کمترین مقادیر را داشت. روشهای عمود بر شیب رواناب و رسوب را بهطور معنیدار کاهش دادند (بهترتیب ۱۱۴۲-۱۴۹۸ میلیلیتر و ۲۹-۵۳ گرم)، اما کارایی آنها در سال دوم کاهش یافت (بهجز خاکورزی سنتی عمود بر شیب که عملکرد بهتری در سال دوم نشان داد). جرم مخصوص ظاهری رسوبات در تیمار مرسوم در جهتشیب (1/17 گرم بر سانتیمتر مکعب) بیشترین و در بدون خاکورزی (1/01 گرم بر سانتیمتر مکعب) کمترین مقادیر را داشت. همچنین هدررفت پتاسیم قابل جذب در تیمار خاکورزی سنتی در جهت شیب (۱۲۱ میلیگرم بر کیلوگرم) بهطور معنیدار بیشتر از بدون خاکورزی (۴۶ میلیگرم بر کیلوگرم) بود. بهطور کلی، تیمار بدون خاکورزی بهعنوان مؤثرترین روش در کاهش رواناب، رسوب و هدررفت عناصر غذایی شناسایی شد و کاربرد روشهای خاکورزی عمود بر شیب نیز میتواند بهعنوان راهکاری میانی در مدیریت فرسایش اراضی دیم مورد توجه قرار گیرد.
زراعت
خشنود علیزاده؛ رامین لطفی؛ عزیز مجیدی؛ اسماعیل علیزاده؛ نوید کارگر؛ امیر نورجو؛ عبدالله حسن زاده قورت تپه؛ باقر حسین پور
دوره 15، شماره 1 ، شهریور 1405، صفحه 46-60
چکیده
مقدمه: استان آذربایجان غربی با سطح زیر کشت دیم بالغ بر 475 هزار هکتار، یکی از مهمترین استانهای دیمخیز کشور است. رواج کشت مداوم گندم، تنوع بسیار پایین محصولات زراعی دیم و نبود الگوی کشت مناسب، از مهمترین چالشهای دیمزارهای این استان است. تداوم الگوی فعلی، میتواند پایداری تولید را با چالش جدی مواجه کند و این مسئله یکی از مهمترین ...
بیشتر
مقدمه: استان آذربایجان غربی با سطح زیر کشت دیم بالغ بر 475 هزار هکتار، یکی از مهمترین استانهای دیمخیز کشور است. رواج کشت مداوم گندم، تنوع بسیار پایین محصولات زراعی دیم و نبود الگوی کشت مناسب، از مهمترین چالشهای دیمزارهای این استان است. تداوم الگوی فعلی، میتواند پایداری تولید را با چالش جدی مواجه کند و این مسئله یکی از مهمترین دلایل شکلگیری طرحهای بزرگی مانند جهش تولید در دیمزارها و نیز برنامه تولید بهینه ملی (الگوی کشت) محصولات زراعی کشور بوده است. اجرای الگوی بهینه کشت، بهویژه استفاده از حبوبات و لگومهای علوفهای در تناوب زراعی، میتواند از طریق بهبود ساختار فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک، کاهش جمعیت آفات و بیماریها و همچنین افزایش کارایی مصرف آب، پایداری تولید در سامانههای زراعت دیم را بهطور معنیداری ارتقا دهد. در اراضی دیم استان آذربایجان غربی با زمستانهای طولانی و دوره رشد نسبتاٌ کوتاه، هدف اصلی در طراحی تناوب زراعی، مدیریت ریسک کمآبی، سرما و در عین حال حفظ یا بهبود حاصلخیزی خاک است. در چنین شرایطی معمولاً از الگوهای کشت سادهتر، مقاومتر و کمریسکتر استفاده میشود. با تحلیل مشکلات مذکور و ارائه راهکارهای عملیاتی در این مقاله تلاش شده است با بررسی چالشهای موجود، به ظرفیتهایی زراعت دیم منطقه و اقدامات و راهکارهای مؤثر برای اصلاح الگوی کشت در دیمزارهای استان آذربایجان غربی پرداخته شود.روششناسی پژوهش: در این مقاله، الگوی بهینه کشت با توجه به شرایط اقلیمی و خاک، پیامدهای تغییر اقلیم بر الگوی بارش و دما و نیز شرایط اقتصادی-اجتماعی بهرهبرداران مورد بررسی قرار گرفته است. بر این اساس با اتکا بر پژوهشهای انجام شده و برنامههای موجود، الگوی کشت عملیاتی (نوع محصولات قابل کشت، پراکنش مکانی آنها و الزامات مدیریتی و نهادههای مورد نیاز) تبیین شد. الگوهای تناوبی غلات دیم (گندم/جو) با حبوبات (نخود/عدس)، غلات با لگومهای علوفهای (ماشک، خلر و نخود علوفهای) و غلات با دانههای روغنی (گلرنگ، بالنگوی شهری وکاملینا) بهعنوان نمونههایی از الگوهای ساده و کمریسک در شرایط دیم استان آذربایجان غربی معرفی شدند.یافتههای پژوهش: کاهش تدریجی سطح زیرکشت گندم دیم همراه با افزایش تدریجی سطوح کشت محصولات تناوبی (جایگزین غلات) شامل نخود، عدس، گلرنگ و گیاهان علوفهای یکساله در مقایسه برنامههای ابلاغی طی سه سال اخیر (1405-1402) بهخوبی دیده میشود. بر همین اساس، به نقل از برنامه الگوی کشت ملی در سال زراعی 1405-1404، افزایش قابل توجه در سطح کشت دانههای روغنی گلرنگ و کاملینا در دیمزارهای استان آذربایجان غربی پیشبینی شده است. این موضوع همسو با اهداف طرح پایداری تولید در دیمزارها (تداوم طرح جهش تولید در دیمزارها) بوده و در برنامه ابلاغی استان نیز منعکس شده است. تحقق تغییرات پایدار در الگوی کشت و استقبال کشاورزان از الگوهای پیشنهادی، تا حد زیادی به نتایج ملموس در سطح عرصههای تولید و رعایت اصول فنی زراعت دیم وابسته است. بر مبنای نتایج تحقیقات انجامشده در شرایط دیم، مهمترین اولویتهای فنی برای موفقیت اجرای الگوی کشت عبارتاند از: استفاده از کشت مستقیم (بدون خاکورزی) بهعنوان گزینه اول و کمخاکورزی بهعنوان گزینه دوم در آمادهسازی اراضی دیم؛ استفاده از ارقام جدید و اصلاحشده متناسب با شرایط اقلیمی استان؛ رعایت میزان بذر مصرفی و آرایش مناسب کاشت؛ مدیریت تاریخ کاشت با تأکید بر کشت پاییزه بهجای کشت بهاره و انجام کشت پیش از وقوع بارندگیهای مؤثر اوایل پاییز؛ مدیریت تلفیقی علفهای هرز؛ تأمین متعادل عناصر غذایی؛ و انتخاب تناوب زراعی متناسب با ریسک و اقتصاد تولید. در مجموع، چنین نتیجهگیری میشود که کاهش شدت خاکورزی، رعایت تناوب زراعی و حفظ بقایای گیاهی بهعنوان سه اصل مهم در کشاورزی حفاظتی، همراه با استفاده از ارقام اصلاح شده جدید با بستههای فنی توصیهشده میتواند گامی مؤثر در موفقیت اجرای برنامه الگوی کشت بهینه در دیمزارهای استان آذربایجان غربی باشد.